وانیاوانیا، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 28 روز سن داره
زندگی مامان و بابازندگی مامان و بابا، تا این لحظه: 18 سال و 5 ماه و 6 روز سن داره
وبلاگ دخترموبلاگ دخترم، تا این لحظه: 9 سال و 11 ماه و 14 روز سن داره

وانیا باشکوه ترین هدیه خدا

سلامممممممممممممممممم

سلام   اول از همه یک معذرت خواهی برای این فاصله ای که نتونستم وبلاگ دخترم رو بروز کنم   و اما بعد معذرت خواهی بریم سراغ اتفاقات این مدت   اول از همه اومدن الهام جون و همسر محترمشون و کیارش جون     مهمان های که هر چند خیلی مدت حضورشون کم بود اما اومدنشون مارو خیلی خوشحال کرد   دختر عزیزم کلاس نقاشیت تموم شد و با اثر هنریت تو این مدت مارو شگفت زده کردی   اینم نقاشی زیبای شما     دیروز دلم درد میکرد و دخترک مهربونم رفته برام نبات داغ درست کرده   وایییییییییییییییییییییی که چقدر مادر یک فرشته بودن لذت داره...
26 تير 1394

عکسای سفر ما

سلام دخترکم این چند روز ما سفر بودیم با شما دخترکم و البته دوست خوبت نرگس جون...اول قم و بعد اصفهان و در برگشت هم کاشان...... خوب یک راست میریم سراغ عکسا و گزارش تصویری   نقش جهان اصفهان     هشت بهشت       باغ پرندگان     باغ فین               ...
16 ارديبهشت 1394

روزت مبارک ای فرشته آسمانی

در عالم کودکی به مادرم قول دادم که تا همیشه هیچ کس را بیشتر از او دوست نداشته باشم ، مادرم مرا بوسید و گفت : نمی توانی عزیزم ! گفتم می توانم، من تو را از پدرم و خواهر و برادرم بیشتر دوست دارم. مادر گفت یکی می آید که نمی توانی مرا بیشتر از او دوست داشته باشی.. نوجوان که شدم دوستی عزیز داشتم ،ولی خوب که فکر می کردم مادرم را بیشتر دوست داشتم. معلمی داشتم که شیفته اش بودم ولی نه به اندازه مادرم.. بزرگتر که شدم عاشق شدم ، خیال کردم نمی توانم به قول کودکی ام عمل کنم ولی وقتی پیش خودم گفتم کدامیک را بیشتر دوست داری باز در ته دلم این مادر بود که انتخاب شد... سالها گذشت و یکی آمد... یکی که تمام جان...
23 فروردين 1394

نوروز 94

سلام دخترکم ما دیروز بعد از تقریبا بیست روز برگشتیم خونه   اول از همه عزیزم عیدت مبارک   امیدوارم چشمای قشنگت 120 تا بهار رو ببینه   خوب بریم سراغ گزارش تصویری سفرما   وانیا و هفت سین خونه مامان بزرگ     عید دیدنی وانیا جونم     عیدی من و بابا جون به وانیا گلی     وانیا خانم و سرزمین عجایب       خونه مامان بزرگ و بابا بزرگ       سیزده بدر با فامیل مامان حانی         ...
17 فروردين 1394

دارم میرم مشهد هورااااااااااا

سلام دخترکم...سلام عزیزم   خوب سال جدید هم داره میاد و من و شما فردا صبح میریم مشهد خونه مامان بزرگ.....وای چقدر این چند روز آخر شما حواست به این بود که چقدر دیگه بخوابی بیدار بشی میریم   شنبه جشن پایان سال کلاس شما بود که کلی بهت خوش گذشت     هفته پیش هم با دوستت نرگس رفتیم شهر بازی     شاید این چند روز تا بعد 13 به در نتونم وبت رو به روز کنم...انشاالله بمونه بعد از برگشتن از سفر   دخترک نازم امیدوارم همیشه شاد باشی که لبخندت همه ی زندگی من و بابا جون هست   پیشاپیش عیدت مبارک دخترم....امیدوارم چشمای قشنگت صدتا بهار رو بب...
24 اسفند 1393

تولد بابا مرتضی

سلام... دیروز 7 بهمن و تولد بابا جون وانیا بود از نظر من و وانیا تولد بهترین بابای دنیا   ممنون بابا جون.....من و وانیا به داشتنت افتخار میکنیم.امیدوارم 120 ساله بشی و سایه ات روی سر من و دخترمون باشه   داشتن تو یعنی داشتن همه ی خوبی ها...دوستت داریم   تولدت مبارک بهترین همسر و بابای دنیا              این کیک پاتریک سلیقه ی وانیاست   ...
8 بهمن 1393

آتلیه شب یلدا

سلام بعد از کلی انتظار امروز عکسهای شب یلدای دخترم آماده شد   من و بابا جون که از نگاه کردن بهش خسته نمیشیم           ...
2 بهمن 1393