وانیاوانیا، تا این لحظه: 16 سال و 24 روز سن داره
زندگی مامان و بابازندگی مامان و بابا، تا این لحظه: 20 سال و 11 ماه و 3 روز سن داره
وبلاگ دخترموبلاگ دخترم، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 10 روز سن داره

وانیا باشکوه ترین هدیه خدا

یک روز خوب

سلام امروز یک روز خوب و به یاد ماندنی برای دخترم بود.امروز دختر گلم برای اولین بار رفت سینما من و وانیا جون و دوستش نرگس رفتیم فیلم شهر موشها رو دیدیم و دخترم حسابی کیف کرد و براش خیلی جالب بود.   17 شهریور ماه هم رسید و یک ماه دیگه دخترکم 4 ساله میشه.عزیزم دیگه برای خودت خانمی شدی   حالا بریم سراغ عکسای این چند روز   اول از همه دختر قشنگم در حال خاک بازی وانیا جون در حالا درست کردن کاردستی با جدیت و پشتکار فراوان   اینم چندتا کاردستی که باهم درست کردیم ...
18 شهريور 1393

دخترم روزت مبارک

سلام دختر قشنگم چهار سال پیش در روز دختر خداوند قشنگترین و باشکوه ترین هدیه اش رو نصیب من کرد   چهار سال پیش در روز تولد حضرت معصومه فرشته ای از فرشته های خدا زمینی شد   این فرشته که 9 ماه منتظر آمدنش بودیم تو بودی عزیزم...تو که با اومدنت شدی تمام زندگی من و بابا جون     ما همیشه از داشتن تو خوشحالیم و از اینکه خداوند مارو لایق داشتن تو دانست شاکریم وبه این معتقدیم که دختران فرشتگانی هستند از آسمان برای پر کردن قلب ما از عشق بی پایان دخترک نازم روزت مبارک   اینم عکسای امروز دخترم با کادوی روز دختر     &nb...
6 شهريور 1393

عکس آتلیه وانیا جون

سلام چند روز پیش رفتیم آتلیه و در آستانه 4 سالگی بهترینم ازش عکس گرفتیم     اینم یک عکس از دخترم تو کلاس لگو با سازه ش   عاشقتم بهترینم ...
30 مرداد 1393

روزهای خوب وانیا

سلام این چند روز حسابی به دختر گلم خوش گذشته.اولین اتفاق خوب تو تعطیلات عید فطر بود.اومدن عمو جون و زن عمو جون و دختر عموی وانیا   اتفاق خوب دیگه رفتن ما به خونه مامان بی بی که آب و هوامون کلی عوض شد.   اما آخر از همه هم پنجشنبه و جمعه این هفته یعنی دیروز و امروز که برامون مهمون اومد  و ما رو حسابی خوشحال کردن.خاله محبوب و خاله الهام و خاله الناز با عمو سعید و علی و نازی...و البته دوست وانیا کیارش جون.   اما بعد از این 2 هفته از امروز صبح که مهمونامون رفتن برای ما خیلی سخت بود و حسابی تنها شدیم.دور دخترکم یک دفعه خالی شد.الهی فدات بشم عزیزم که دوباره تنها شدی   خوب بر...
17 مرداد 1393

کلاس ژیمناستیک

سلام دیروز اولین جلسه کلاس ژیمناستیک دختر عزیزم بود.وانیا حسابی کیف کرد و خیلی خوشحال بود که به راحتی بپر بپر و بدوبدو میکنه و نه تنها کسی چیزی نمیگه بلکه من و مربیش کلی ذوق میکنیم...ظهر هم که اومدیم خونه وانیا اینقدر بازی و ورزش کرده بود که 3 ساعت خوابید...   دلم برات خبلی میسوزه دخترکم...اینجا و تو آپارتمان و با این انرژی بالای تو هر وقت میخوای بپری و بازی کنی ما باید بگیم یواش چون تو آپارتمان نمیشه زیاد بدوی و بپری اما تو کلاس که دیدی هیچ کسی نمیگه نپر خیلی کیف کردی     اینم دخترکم بعد از برگشتن از کلاس و در حالی که راضی نمیشی لباست رو در بیاری و میگی مامان همین خوبه بزار تنم باشه &...
19 تير 1393

45 ماهگی دختر عزیزم

45 ماهگیت مبارک دختر گلم     45 ماهگی تو یعنی 45 ماه زندگی در کنار باشکوه ترین هدیه الهی.....     دوستت دارم عزیزم ...
17 تير 1393

سفارش مخصوص عمو محسن

سلام...عمو محسن و عمه جون وانیا بعد دیدن نقاشیهاش که گذاشتم تو وبلاگ یک سفارش ویژه داشتن که وانیا با جون دل انجام داد... فکر میکنم نیاز به توضیح در مورد نقاشی نباشه چون خیلی گویاست که هر تصویر کیه   ...
13 تير 1393